
در پاسخ به سوال نامه اي به ميترا خانم که اخيرا در خبر نامه پارسي بلاگ منتشر شده است و حجاب را نوعي مخالف با ازادي انسان و ورود به زندگي خصوصي افراد دانسته لازم ديدم مطلب زير را که اقاي جواد محدثي در مجله اقامه در مورد ضرورت حجاب ارائه نموده اند جهت روشن شدن موضوع ذکر کنم.
اميدوارم بدون هيچ گونه غرض ورزي و با بي طرفي لحظه اي انديشه کنيم و بعد ساز مخالفت با حجاب را بنوازيم.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هيچ باغباني را سرزنش نمي کنند که چرا دور باغ خود حصار و يا ديوار کشيده است.چون باغ بي ديوار،از آسيب مصون نيست وميوه و محصولي هم براي باغبان نمي ماند.
هيچ کس هم با نام ...آزادي...ديوار خانه خود را بر نمي دارد و شب ها هم در حياطش را باز نمي گذارد.چون خطر رخنه دزدي جدي است.
هيچ صاحب گنج و گوهري هم جواهرات خود را بدون حفاظ در معرض ديد رهگذران قرار نمي دهد تا بدرخشد،جلوه کند و چشم و دل بربايد.چون خود جواهر ربوده مي شود.
هر چيز که قيمتي تر باشد درصد مراقبتش نيز بالاتر خواهد بود.چون بيم دزدي و غارتش بيشتر است و مواظبت از آن لازم تر
اگر در شيشه عطر را باز بگذاري عطرش مي پرد.اگردر مقابل پنجره خانه ات توري نزني از نيش پشه ها و مزاحمت مگس ها در امان نخواهي بود.
وقتي راه ورود پشه ها را مي بندي خود را ...مصون...ساخته اي نه...محدود...وقتي در خانه را مي بندي يا پشت پنجره اتاقت پرده آويزان مي کني خانه خود را از ورود بيگانه و نگاه هاي مزاحم محفوظ داشتي نه اينکه خود را در قيد و بند و حصار افکنده باشي
اگر براي ايمني از خطرها و اسودگي از مزاحمان خود را بپوشاني نه کسي ايراد مي گيرد و نه اگر هم ايراد بگيرد اعتنا مي کني،چرا که سخنش را بي منطق ونا آگاهانه مي داني.
اين که.. دل بايد پاک باشد...بهانه اي براي گريز جاهلانه از همين مصونيت است و آويختن به شاخه ي لا قيدي.وگرنه از دل پاک هم نبايد جز نگاه و رفتار پاک بر خيزد.
ظاهر آينه باطن است و...از کوزه همان تراود که در اوست...زن به خاطر ارزش و کرامتي که دارد بايد محفوظ بماند و خود را حراج نکندو در بازار سوداگران شهوت خود را به بهاي چند نامه و نگاه و لبخند ارزان نفروشد.
زن به خاطر لطافتي که دارد نبايد در دست خشن کامجويان ديو سيرت که نقاب مهرباني و عشق به چهره دارند پژمرده شود و پس از آن که گل عصمتش را چيدند او را دور اندازند و يا زير پايشان له کنند.
گوهر عفاف و پاکي کم ارزش تر از طلا و پول و باغ و وسايل خانه نيست.دزدان ايمان و غارتگران شرف نيز فراوانند.بعضي از نگاه ها ويروس گناه منتشر مي کنند و بعضي ازچهره ها حشره مزاحمت جمع مي کنند.
خراب کردن همه ديوارها و برداشتن همه پرده ها و باز گذاشتن همه پنجره ها نشانه ي تيره انديشي است نه روشنفکري.علامت جاهليت اسنت نه تمدن.
مي گويي نه؟به طومار کساني نگاه کن که پس از رسوايي و بي آبرويي با دو دست پشيماني بر سر غفلت خويش مي زنند وبر جهالت خود لعنت مي فرستند.کسي که از ... جماعت رسوا...نگريزد...رسواي جماعت...مي شود
آن که ايمان خويش را به لقمه اي نان مي فروشد،آن که يوسف زيبايي خود را با چند سکه قلب عوض مي کند،آن که کودک عفاف را جلوي صدها گرگ گرسنه مي بردو به تماشا مي گذارد،روزي هم پشت ديوار ندامت اشک حسرت بر دامن پشيماني خواهد ريخت.در آخرت هم به آتش بي پروايي خود خواهد سوخت.
از اول که جامه عفاف سفيد و شفاف است نبايد گذاشت چرکابه ي گناه بر آن بپاشد.از اول بايد مواظب بود اين کاسه چيني نشکند و اين جام بلورين ترک بر ندارد.از اول نبايد به پاي بيگانه اجازه ورود به مزرعه نجابت دادکه بوته هاي نورس عصمت را لگد مال کند.
ولي...گريه بي حاصل است و بي ثمر، وقتي که شاخه شکست و گل چيده شد.
حالا خود قضاوت کنيد: آيا واقعا حجاب محدوديت است؟؟؟......و يا مصونيت؟؟؟


نوشته شده توسط اکرمي-يا ثارالله در پنجشنبه 15/9/1386 و ساعت 12:0 صبح |
نظرات ديگران()